دانلود فیلم برادرم خسرو

بیوگرافی فریبا کوثری و همسرش +ماجرای ازدواج مصاحبه و عکسها

فریبا کوثری ,بیوگرافی فریبا کوثری

فریبا کوثری بازیگر سینما و تلویزیون ایران است. وی متولد 1 آذر 1345 در زاهدان می باشد و 51 سال سن دارد.

تحصیلات: کوثری هم اکنون دارای مدرک دیپلم اقتصاد است.

وی از سال 1367 پا به عرصه بازیگری گذاشت.

وی بازی در سینما را از سال 1367 با “مسیر تند باد” به کارگردانی مسعود جعفری جوزانی تجربه کرد.

ازدواج و همسرش

فریبا کوثری ازدواج نکرده است و مجرد است و دلیل این را هم وابستگی زیاد خود به خانواده و پدر و مادر خود قید کرده است.

من به شدت به خانواده ام وابسته هستم. این وابستگی توأم با احترام باعث شده بود که در طول سال ها دلم بخواهد همواره به مادر و برادرم نزدیک باشم، به همین خاطر در مقطعی فکر می کردم ممکن است ازدواج بین من و آنها جدایی بیندازد یا باعث شود در زندگی مشترک من خللی ایجاد شود

اینستاگرام فریبا کوثری : instagram/Faribakosari2

مصاحبه با فریبا کوثری

سرعت تغییرات زیاد شده است

فریبا کوثری: اینکه می گویید نسل ما به نوعی سنبل عصر طلایی زنان در ایران هست و هنوز هم بسیاری پز خصوصیات اخلاقی ما را می دهند و یاغی گری کمتری در میان آنها وجود داشته، شاید از جهتی درست باشد اما به نظرم این خصوصیات در مورد نسل قبل ما هم صدق می کرد، با این تفاوت که زنان هم نسل من آزادی های بیشتری برای حضور در جامعه و تصمیم گیری های فردی برای خودشان داشتند چرا که بسیاری از زنانی که در دوره قبل از ما به سر می بردند و به نوعی هم نسل مادران ما هستند از حقوق های ساده ای نظیر ادامه تحصیل، انتخاب همسر، اظهار نظر و حضور در جامعه محروم بودند اما زنان هم نسل من حضور پررنگی را در جامعه داشتند و می توانستند در کنار رسیدگی به خانواده در محیط کار هم حضور داشته باشند.

فریبا کوثری و همسرش

فریبا کوثری و همسرش

این نشان می دهد که نسل به نسل، افراد برای به دست آوردن جایگاه شان در جامعه تلاش بیشتری کردند و برای دستیابی به این جایگاه دست به یاغی گری هم زده اند.

این موضوع حکایت از تفاوت نسل ها را با هم دارد، منتهی، آن چیزی که در این میان وجود دارد این است که در گذشته تغییرات و به دنبال آن شکاف میان نسل ها با کندی رخ می داد و شاید هر ده سال یک بار ما شاهد تغییرات بودیم اما الان این تغییرات روزانه شده است و ما هر لحظه شاهد تغییر در دنیای پیرامون مان هستیم.

در میهمانی ها، همه سراغ پسورد وای فای را می گیرند

دنیا این روزها با شتاب به سمت تکنولوژی رفته و مسائل مختلف را تحت تاثیر خودش قرار داده است، همین موضوع باعث شده که اینترنت، کامپیوتر، گوشی های هوشمند و … در زندگی ما نقش پررنگی را بازی کنند و به نوعی تکنولوژی جای روابط انسانی و خانوادگی را در زندگی ما گرفته است. در گذشته، خبر، تنها از طریق چند روزنامه محدود و دو شبکه تلویزیونی به ما منتقل می شد اما این روزها ما در هجوم اطلاعات بسیاری قرار داریم.

این موضوع از جهتی خوب است اما از جهتی دیگر باعث تنهاش دن ما شده است. در گذشته اگر میهمانی برگزار می شد، افراد سعی در معاشرت با یکدیگر داشتند اما این روزها وقتی به خانه هم می آیند، اولین چیزی که سراغش را می گیرند، پسورد «وای فای» است.

این موضوع باعث می شود که میهمان ها، بیشتر از معاشرت با یکدیگر، تمایل داشته باشند که خودشان را با تلفن های همراه شان سرگرم کنند و این بی شک باعث فاصله افتادن میان آدم ها می شود.

مجبورم خودم را به نسل سوم برسانم

 سرعتی که در پیشرفت جامعه به جهت ورود تکنولوژی وجود داشته، باعث شده که نسل ما هم سعی کنند خودشان را به نسل جوان برسانند. هر چند که ممکن است این حرکت در قیاس با نسل جوان کمی کندتر انجام شود ولی خب اگر من نخواهم خودم را به نسل سوم برسانم، بی تردید تعامل در این جامعه برایم سخت می شود.

هیچ وقت یادم نمی رود سال ها قبل که می خواستم کار با کامپیوتر را یاد بگیرم، تمام نکات مربوط به آن را یادداشت می کردم در حالی که جوان ترها نیازی به این کار ندارند اما با هر ترفندی که بود سعی کردم استفاده از تکنولوژی را یاد بگیرم تا از جامعه عقب نمانم.

این روزها هم به لطف اینستاگرام و فیس بوک ارتباطم را با مخاطبان حفظ کردم و به نوعی به آنها نزدیکتر شدم. این واقعیت این روزهاست، نمی توانی به آنها پشت کنی…

یک دفاع تمام عیار از نسل خودم

: با حرف های مژده کاملا موافقم. بعضی از خانواده ها به دلیل تجربه هایی که طی سال ها کسب کرده اند، موافق برخی معاشرت ها و تصمیم گیری های بچه هایشان نیستند اما چون این موضوع را با لحن خوبی مطرح نمی کنند، بیشتر در بچه ها گارد ایجاد می کنند. به نظرم اگر ما یاد بگیریم در مورد مسائل مختلف با یکدیگر صحبت کنیم، میزان چالش را در خانواده ها به حداقل می رسانیم.

بیوگرافی فریبا کوثری

وابستگی به خانواده

از طرفی من همیشه برای زندگی مشترک احترام قائل بودم و اعتقادم بر این بود فردی که زندگی جدیدی را شروع می کند باید با تمام وجود در خدمت زندگی اش باشد و به نوعی هرگز به جدایی و مسائلی از این دست فکر نمی کردم. این تصورات به نوعی من را از ازدواج دور کرد هر چند که من ازدواج کردن را به پای قسمت هم می گذارم. البته من ارتباط بسیار نزدیکی با برادرزاده هایم دارم و کنار آنها بودن مرا آرام می کند، آنان را به مانند بچه های خودم دوستدارم و حضورشان باعث می شود که من خلأ مادر نشدن را کمتر حس کنم. خوشبختانه آنها بسیار خوب تربیت شده اند و یاد گرفته اند در جامعه و خانواده چطور حضور داشته باشند.

بیوگرافی فریبا کوثری ,عکسهای فریبا کوثری

فرصت از این جهت که خانواده ها می توانند در مورد این شکاف ها با فرزندشان گفتگو کنند و به نوعی هم اندیشی و هم فکری برسند و تهدید از این باب که ممکن است این موضوع شکاف میان شان را بیشتر کند و باعث دور افتادن شان از یکدیگر شود.

هنوز هم با مادرم رودربایستی دارم

کوثری: من وابستگی بسیار زیادی به اعضای خانواده دارم و دوری از آنها برایم غیرممکن است. من و مادرم تنها با هم پانزده سال اختلاف سنی داریم و همین موضوع باعث شده که نسبت به هم احساس نزدیکی بیشتری داشته باشیم. وقتی که کم سن و سال بودم، پدرم فوت کرد و مادرم به نوعی ما را به دندان گرفت.

او در تربیت ما زنی سختگیر بود و تمام حواسش را معطوف به این می کرد که ما خوب تربیت شویم و حد و حدود را زیر پا نگذاریم. یادم است سال ها قبل وقتی که هجده سالم بود به تولد دوستی دعوت شده بودم. این اولین باری بود که مادرم اجازه می داد من به تنهایی تولد بروم، هر چند که تا خانه دوستم من را همراهی کرد. یادم است آن روز مادرم از من خواست ساعت 9 به خانه بازگردم اما من نیم ساعت دیرتر برگشت و او به قدری با من برخورد تندی داشت که هرگز جرأت نکردم بعد از آن ثانیه ای دیرتر از آن چیزی که مادرم برایم تعیین کرده بود به خانه برسم.

حساسیت های او در این مقطع به خاطر این بود که ما به قوانین خانواده احترام بگذاریم، شاید باورتان نشود، با گذشت سال ها هنوز من با مادرم رودربایستی دارم و محال است برخوردی دور از احترام با او داشته باشم.

ازدواج فریبا کوثری

تا مادر نشوی درک نمی کنی

وقتی جوان تر هستی، بعضی از دلواپسی های پدر و مادرها، به ویژه ادرها را درک نمی کنی و به نظر اغراق شده می آید. به نظرم هیچ کس تا پدر و ادر نشود، نمی تواند این حس و حال را درک کند.

هر چند که من و مژده هم چون مادر نشدیم نمی توانیم در این مورد نظر درستی بدهیم اما فکر می کنم پدر و مادر به خاطر زحمتی که برای بچه هایشان می کشند تا این حد دلواپس شان هستند و نسبت به حضور آنها در جامعه نگران هستند و روی روابط فرزندان شان نسبت به سایر افراد و رفت و آمدها و سفرهای درون شهری و برون شهری شان حساس هستند. شاید باور نکنید اما من هنوز وقتی از خانه مادرم به خانه ام برمی گردم، مادرم چند بار به من زنگ می زند؛ مدام نگران است که مبادا برای من اتفاقی افتاده باشد. این دلشوره ها، چیزی به جز عشق یک مادر به فرزند نیست.

fariba kosari

اینستاگرام فریبا کوثری : Instagram / FaribaKosari2

مادرم مشوقم برای بازیگری بود

 هیچ وقت یادم نمی رود وقتی برای اولین بار بحث بازیگری را در خانه مطرح کردم. مادرم با وجود اینکه زن سختگیری بود اما از این تصمیم من حمایت کرد. او به من گفت: «طوری تو را تربیت کردم که شک ندارم در هیچ شرایطی دست از پا خطا نمی کنی.» دلگرمی و حمایت های او باعث پیشرفتم در این وادی شد.

چه چیزی را در گذشته به جای گذاشتید که امروز دلتنگش هستید؟

کودکی و نوجوانی ام را. من 11 ساله بودم که انقلاب و پس از آن جنگ آغاز شد. به همین دلیل هیجانی را تجربه نکردم و می توانم بگویم جوانی و انرژی ام را در گذشته به جای گذاشتم و آن هیاهوی جوانی را که باید می داشتم، از دست دادم.

خانه پدری برایتان چه حسی دارد؟

متاسفانه من خیلی زود پدرم را از دست دادم و پدر خانواده شدم. با این حال خانه پدری برایم امنیت و آرامش داشت. باز هم متاسفانه آخرین خانه ای که در آن پدرم زندگی می کردیم، مثل خیلی از خانه های قدیمی خراب شده و به جایش آپارتمان ساخته شده است. چند وقت پیش به محله قدیمی مان رفتم و دیدم آخرین خانه پدری ام کاملا تخریب شده است. وقتی آن صحنه را دیدم انگار همه خاطرات کودکی ام خراب شد و دائم با خودم می گفتم ای کاش به آنجا نمی رفتم چون دلم می خواست آن خانه با همان شکل و شمایل در ذهنم باقی بماند. به هر حال پدر برای دختر یک تاج افتخار و پشتوانه است.

فیلم های سینمایی فریبا کوثری

بی‌تابی بیتا (مهرداد فرید، ۱۳۹۰)
فرزندخوانده (وحید نیکخواه آزاد، ۱۳۹۰)
دل‌شکسته (علی رویین‌تن، ۱۳۸۷)
سوپر استار (تهمینه میلانی، ۱۳۸۷)

شرقی (عبدالرضا منجزی، ۱۳۸۶)
نگاه (سپیده فارسی، ۱۳۸۳)
یک داستان واقعی (ابوالفضل جلیلی، ۱۳۷۴)
پایان کودکی / کودک قهرمان (کمال تبریزی، ۱۳۷۲)

نصف جهان (مرتضی شاملی، ۱۳۷۱)
خسوف (رسول ملاقلی پور، ۱۳۷۱)
آقای بخشدار (خسرو معصومی، ۱۳۷۰)
آواز تهران (کامران قدکچیان، ۱۳۷۰)

نقش عشق (شهریار پارسی پور، ۱۳۶۹)
جستجو در جزیره (مهدی صباغزاده، ۱۳۶۹)
ابلیس (احمدرضا درویش، ۱۳۶۹)
مرگ پلنگ (فریبرز صالح، ۱۳۶۸)

دندان مار (مسعود کیمیایی، ۱۳۶۸)
صنوبرهای سوزان (عباس شیخ بابایی، ۱۳۶۸)
در مسیر تندباد (مسعود جعفری جوزانی، ۱۳۶۷

عکس فریبا کوثری

سریال های فریبا کوثری

بازگشت (1395)
فوق سری (1394 مهدی فخیم زاده)
بوی باران (۱۳۹۲ حسین تبریزی)
یلدا (۱۳۹۱ حسن میرباقری)

پنجره (۱۳۹۰ قدرت الله صلح میرزایی)
سقوط یک فرشته (۱۳۹۰ بهرام بهرامیان و حمید بهرامیان)
مختارنامه (۱۳۸۹ داوود میرباقری)
معصومیت از دست رفته (داوود میرباقری)

بی گناهان (احمد امینی)
بی صدا فریاد کن (مهدی فخیم زاده)
دلنوازان (حسین سهیلی زاده)
بانو (فرید سجادی حسینی)

دیوار (سیروس مقدم)
شمارش معکوس (محرم زینال‎زاده)
هدف گم‌شده (یوسف سیدمهدوی)
عقیق (حمید تمجیدی)
بخش چهار جراحی (مسعود فروتن)


4,678 بازدید

نظرات کاربران

۰
  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.